تبليغاتX
نمایش

نمایش

چرا؟

بعد۵۰ روز تلاش شبانه روزی نمایش بک و بوی بهار رو توی جشنواره تئاتر استان به اجرا بردم،خیلی بد،ازخودم ناراضی ا م حس میکنم آبروی هنریم رو زیر سوال بردم،همیشه زمان به سمت توقعات ما گام بر نمیداره،ازنمایش بک و بوی بهار فقط خاطره ای تلخ تو ذهنم موند،امروزنگاهمو به آسمون میدوزمو با یک سبد پرازهیچ میگم...........؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 12:51  توسط ع بخشی  | 

دادائیسم

کلمه دادا در زبان فارسی به معنای سرگرمی و مسخرگی است.دادائیسم مکتبی است پوچگرا در ادبیات و هنر که توسط فردی به نام تریستان تزارا شاع رومانیایی در1916و در زوریخ سوئیس پدید آمد.تزارا بود که برای نخستین بار کلمه دادا را برای مکتب تازه تاسیس خود برگزید.

این مکتب بیان کننده بینش فلسفی استهزاء آمیزی است که به موجب شرایط اجتماعی و پیامدهای وخیم جنگ جهانی اول در اروپا رایج شد.دادائیسم زاییده نومیدی و اضطراب و هرج و مرج است که از خرابی و آدمکشی و بیداد جنگ جهانی اول حاصل شد و با خصلت پوچگرایانه خود از 1915تا 1922دوام آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:52  توسط ع بخشی  | 

بی نام(فیلمنامه)

خارجی،غروب،لانه مورچه ها

مورچه ها در دسته های مختلف به داخل حفره ای که لانه آنهاست می روند.کم کم از تعداد آنها کاسته می شود و بالاخره آخرین مورچه به داخل سوراخ می رود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 17:3  توسط ع بخشی  | 

آیا سینمای مستند در چارچوب هنر تعریف می شود؟

آیا سینمای  مستند در چارچوب هنر تعریف می شود؟

پاسخ به این سوال موقوف است بر اینکه ابتدا روشن شود هنر چیست و سینمای مستند و گونه های آن چیستند.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 18:52  توسط ع بخشی  | 

اولین مقاله های سینمایی سعی داشتند جایگاهی برای سینما در فرهنگ جدید پیدا کنند.اولین نظریه پردازها سع داشتند سینما را به عنوان هنر معرفی کنند. آنها باید سینما را از ضبط حوادثی که انجام می شد و از دیگر هنرهای رسمی و سر گرمی ها جدا می کردند.این نظریه  پردازان دریافتند باید پدیده هایی که پشتوانه سینما هستند را رها کنند(پدیده هایی که عامه سینما را با آن تداعی می کرد) و این به مفهوم حمله مستقیم به واقع گرایی روی پرده سینما و کسانی که همچون لومیرها اعتقاد داشتند سینما اهمیتی پایدارتر از ضبط حوادث نداشت،بود.این نظریه پردازان سینما را با سایر هنرها برابر می دانستند چون سینما آشفتگی و بی مفهومی دنیا و واقعیت آن را به ریتم و ساختاری مستقل بدل می کند.در این دوران مقایسه هایی بین سینما و سایر هنرها صورت گرفت.ویچل لندزی اولین آمریکایی بود که اولین نظریه سینمایی را انتشار داد.او معتقد بود که سینما از استعدادهای نهفته درهمه هنرها مخصوصا" معماری برخوردار است.در فرانسه نیز انجمن دوستداران سینما،سینما را دائم با با موسیقی مقایسه می کردند آنها قابلیت سینما در شکل دادن سیما و جلوه واقعیت را مورد بررسی قرار می دادند.اعضای انجمن دوستداران سینما پیرو گام های ریچیوتو کانودو و لویی دلوک رهبر سینمای آوانگارد فرانسه بودند و می خواستند سینما را نه تنها به عنوان یک هنر بلکه به عنوان یک هنر مستقل مورد بررسی قرار دهند.نظره پردازان جنبش آوانگارد فرانسه(1912_1925) با صدای رسا سینما را از تئاتر متفاوت اعلام می کردند و به نظر آنها به دلایل اقتصادی سینما مجبور به ضبط تئاتر گردیده و از ماهیت اصلی خود دور مانده است.پیروان این جنبش موسیقی،شعر و رویا را از عناصر ذاتی سینما می دانند.لویی دلوک سعی داشت تصور خود از سینما را در واژه عرفانی _ فتوژنی خلاصه کند.فتوژنی یک کیفیت مخصوص سینماست که به تنهایی می تواند جهان و بشریت را دگرگون کند.درست است که سینما همان عکاسی است اما آنگونه عکاسی که با وحدت آهنگینی ارتقاء یافته و دنیای تخیل ما را سرشار می کند.ژرمن دولاک، ژان اپستین و ابل گانس مقاله هایی سرشار از بی همتایی سینما نوشتند.در دهه بیست تنها کافی بود با نگرشی نوین به سینما نظریه سینمایی شکل گیرد مانند شکل پلاستیک،زمان منجمد شده،مطابق با ضرباهنگ رویای روزانه.در حالیکه در فرانسه در کنار انجمن های سینمایی و جنبش آوانگارد،نظریه سینمای شاعرانه شکل می گرفت در صنعت سینمای stablishment آلمان جنبشی با عنوان بیان گرایی  شکل می گیرد.اگر چه جنبش بیان گرایی شعار شکل گرایی،دگرگون کردن واقعیت روزانه را مورد توجه قرار می داده است اما هیچ نظریه پرداز خاصی به عنوان سخنگوی این جنبش معرفی نشده است.هر چند اظهار نظرهای جالبی از طرف بازیگران،طراحان صحنه،کارگردانان و فیلمنامه نویسان در مورد روش های این جنبش مطرح شده است اما هیچ گونه نظریه بیان گرای مدون وجود ندارد.با از هم گسیختن جنبش آوانگارد فرانسه و بیان گرایان در آلمان کانون افکار مترقی به مسکو انتقال می یابد. در سال 1920 مدرسه سینمای دولتی در شوروی بنیان نهاده می شود و در اطراف همین مدرسه نظریه های مهم شکل گرایی شکل می گیرد.لوکولشوف،ژیگاورتف،پودوفکین و سرگئی آیزنشتاین نام هایی هستند که در این دوره تداعی می شوند.در این دوره اکثر مسایل سینمایی از نگاه تدوینی مورد بررسی قرار می گرفتند.با پایان یافتن دوران سینمای صامت نوشته های مهمی در زمینه سینما شکل کی گیرد. زیبایی شناس ها در هر جا برخاستند و و بحث می کردند که با ظهور صدا در سینما که تعادل سینما را به هم زد سینما باید چه جهت نوینی را اختیار کند.اگر جه همه این بحث ها در محیطی شکل گرا صورت می گرفت.از طرفی آغاز سینمای ناطق دوران بزرگ نزول شکل گرایی به شمار می رود.شمار مجله های ویژه نظریات سینمایی در سال 1929 (مانند نمای درشت و سینمای تجربی به زبان انگلیسی)بیانگر این است که سینما به عنوان یک هنر مستقل شناخته شده است.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 22:3  توسط ع بخشی  | 

تفاوت های نقد و نظریه سینمایی

دو گونه نقد تالیفی و نقد گونه ای را نمی توان نظریه سینمایی دانست زیرا در نقد فیلم هدف بررسی ارزشهای یک فیلم مشخص است نه جامع قابلیت های سینمایی. بنابر این نقد فیلم را می توان نظریه سینمایی عملی دانست.غالبا" نقد با اصول نظری کلی آغاز می شود در حالیکه نظریه سینمایی غالبا" با  پرسشهایی آغاز می شوند که فیلم ها یا تکنیک های مشخص سینمایی آنها را تداعی می کنند.ولی بر خلاف نقد پاسخ به این پرسش ها باید قابل گسترش به فیلم های بیشتری باشد نه تنها فیلمی که آن پرسش را تداعی کرده بود.هم چنانکه یک گیاه شناس یک موضوع کلی را را با ظهور یک گل مطرح میکند،نظریه نهایی اش باید قابل گسترش به تمام گلها باشد در غیر اینصورت او نه یک دانشمند بلکه خبره ای بیش نخواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 19:44  توسط ع بخشی  | 

نظریه مولف(نقد تالیفی)

این نظریه که در واقع یک شیوه نقادی است برای نخستین بار توسط منتقدان و فیلم سازان موج نوی سینمای فرانسه و منتقدان سینمایی مجله کایه دو سینما بکار گرفته شد.در سال 1954 فرانسوا تروفو کارگردان سینمای موج نو فرانسه طی مقاله ای در محکومیت سنت اقتباس سینمایی فرانسه از آثار ادبی اصول این نظریه را معرفی کرد.در مقاله بعدی در سال 1957 توسط آندره بازن این نظریه شکل واقعی خود را پیدا می کند.و می شود این نظره را در سه نکته خلاصه کرد.1 این شیوه نقادی به اهمیت شخصیت کارگردان و تابش آن بر آثارش می پردازد و اهمیت کارگردان در خلق مجموعه آثار هنری اش همپای یک مولف ادبی است.2 در بررسی آثار یک کارگردان نه یک فیلم بلکه تمام فیلم های او مورد بررسی قرار می گیرد.3 دغدغه های ذهنی.علایق شخصی و ذهن ناخودآگاه کارگردان از پس مضامین ظاهری فیلم هایش مورد توجه قرار می گیرد.آندرو ساریس در سال 1962 این روش نقادی را به آمریکا معرفی کرد.آندرو ساریس می گوید نظریه مولف به دانشجویان سینما یاری می دهد که چه فیلم هایی را باید مورد بررسی قرار دهند و بباید به چه فیلم هایی بی توجه باشند.آندرو ساریس و پیروان نظریه مولف مبتکر و مروج شیوه ای از نقد و بررسی یک یا چند فیلم بودند که توجه ما را به جزئیات مهم و انگاره هایی که بیانگر شخصیت و دیدگاه کارگردان است معطوف می ساخته است.همچنین نظریه مولف را می توان شیوه ای برای رده بندی آثار در سلسله مراتب ارزشی دانست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 1:47  توسط ع بخشی  | 

سینما وریته

اختراع وسایل سبک فیلمبرداری و صدابرداری شانزده میلیمتری در اواسط دهه پنجاه نقش مهمی در پیدایش این سبک داشته است.در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت اختراعات فنی بی شمار سینما  باعث می شود سینما تقدس خود را از دست داده و ضبط تصویر و صدای همزمان از مردم عادی در شرایط عادی و و روزمره شوق فراوانی در سینماگران ایجاد کند.متخصصان فنی و فیلمبرداران مشکلات فنی این سبک را نیز بر طرف کردند تا اندیشه های سینماگرانی چون ورتف.چزاره زاواتینی و رنوار محقق شود و سینما وریته به عنوان یک گونه مستند شکل بگیرد.

مشخصه های سبکی:فیلمنامه از پیش تهیه شده ای ندارد.عدم استفاده از بازیگران حرفه ای.عدم دخالت کارگردان در رویداد یعنی کارگردان از بازیگر نمی خواهد عملی را برای دوربین تکرار کند.استفاده از وسایل فیلمبرداری و صدابرداری قابل حمل و سبک برای آنکه بتوان سوزه را دنبال کرد.تدوین نیز به شکلی صورت می گیرد که واقعیت عینی بر روی پرده سینما منتقل شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 1:12  توسط ع بخشی  | 

نظریه پردازان

زیگفرید کراکوئر

مورخ.جامعه شناس و نظریه پرداز سینمای آلمان.به عنوان جامعه شناس با روزنامه فرانکفورتر زایتونگ همکاری داشته و یک رمان و بسیاری مقالات تحقیقی نوشته است.او کتابی در باب تاریخ سینمای آلمان به نام از کالیگاری تا هیتلر نوشته است

هوگو مانستربرگ

روانشناس و فیلسوف آلمانی آمریکایی.او روانشناسی را در جهت حل مسائل علمی دنیای صنعت.پزشکی.آموزش و ارتباط اجتماعی بکار گرفت.نوشته ها:جایگاه شهود.اصول روانشناسی.روانشناسی عمومی و کاربردی.روانشناسی و معلم.روانشناسی و کارآرایی صنعتی

اروین پنافسکی

نظریه پرداز و استاد سینمای آلمانی.او در تحلیل آثار هنری تاکید بر شمایل شناسی دارد.شهرت او به دلیل مطالعاتی است که در زمینه نماد و شمایل شناسی انجام داده است.او در کتاب مطالعاتی در شمایل شناسی معتقد است سه سطح در موضوع و مفهوم آن وجود دارد:سطح طبیعی موضوع.سطح قراردادی موضوع وسطح شمایل شناسانه موضوع.نوشته ها:مفهوم در هنرهای تصویری.جعبه پاندورا.جنبه های متغیر استعاره های اسطوره ای.

ریچیوتو کانودو

نظریه پرداز و منتقد سینمای ایتالیا.او را اولین نظریه پرداز سینما می دانند.برای اولین بار اصطلاح هنر هفتم را برای سینما بکار برد.انجمن دوستداران هنر هفتم را در پاریس تشکیل داد.در رساله خود تولد هنر ششم درسال 1911  سینما را هنری فضایی –ترکیبی از معماری.مجسمه سازی و نقاشی همرا با زمان.موسیقی و رقص می داند.در رساله بعد خود بازتاب هایی از هنر هفتم شعر را دیز به این ترکیب اضافه می کند.

آندره مالرو

نوول نویس و شخصیت فرهنگی فرانسه.ابتدا به تحصیل هنر و زبان های شرقی پرداخته و سپس به چین رفته و در انقلاب کومینتانگ شرکت می کند.رمان های طوفان بر فراز شانگهای ووضعیت بشری حاصل این تجربیات است.او از اولین هستی شناسان و تحت تاثیر سارتر است.از نظر انسان ندر مقابل دیگری بلکه در مقابل خویش و هستی خویش مسئول است.  او به عنوان خلبان بمب افکن بین المللی بریگاد در جنگ های داخلی اسپانیا شرکت داشته است.نوول روزهای امیدواری را در این روزها نوشته است.او مطالعات خود را در سه جلد با عنوان روانشناسی هنر به چاپ رسانده است.

هانری آجل

نظریه پرداز و استاد سینمای فرانسوی.نوشته ها:آیا سینما روح دارد؟ سینما و تقدس.ویتوریو دسیکا.آموزش مختصری درباره سینما.زیبایی شناسی سینما.سینماگران بزرگ.

سوزن لنگر

منتقد ادبی و فیلسوف آمریکایی.او به اهمیت نقش استعاره پردازی می پردازد.و کتابی با عنوان مطالعاتی در استعاره پردازی و عقل به چاپ می رساند. او به تعاریف و مقوله بندی فلسفه هنر پرداخته است.تمایل فراوانی به شکل گرایی داشته است.نوشته ها:احساس و شکل.ذهن : مقاله ای درباره احساس انسان.فلسفه در گامی نوین.مسائل هنر

ریچارد لیکاک

فیلمبردار و مستند سازآمریکایی.کارش را به عنوان فیلمبردار و با فیلمبرداری فیلم ماجرای لوئیزیانا به کارگردانی رابرت فلاهرتی شروع می کند.سپس به تهیه گزارش های خبری و فیلم های مستند می پردازد.او از پایه گذاران سینماوریته در آمریکا است.او در آثارش اصل وفاداری به واقعیت عینی رارعایت کرده است.او در کارهای آخر خود به ضبط اجرای کنسرت های موسیقی پرداخته است.فیلم ها:یانکی نه. کنیا.دیوید.نهرو.پیش انتخابات.ایگور استراوینسکی.جاز در سینما.صندلی الکتریکی.رقص سیاهان در آمریکا.

ویچل لیندزی

شاعر آمریکایی.زندگی خانه بدوشی داشته است و با سخنرانی ها و خواندن شعرهایش زندگی می کرده است.آثار:کنگو و سایر اشعار.بلبل چینی.

گابریل مارسل

فیلسوف.نمایشنامه نویس و نظریه پرداز فرانسوی.او را نماینده هستی گرایان مسیحی می دانند.او خود این تعلق را رد می کرد و خود را نوسقراط می نامید.او زن را در فضای مالکیت طبیعی مرد می بیند و از نظر او هستی بشر مبتنی بر گفتگو با دیگری که آن را تو و در نهایت خدا می خواند است.فلسفه او تاکید بر مسائل شناخت و معرفت و تکیه بر مسائلی چون ایمان شهود و تصدیق دارد.نوشته ها:بودن و داشتن.روزنامه متافیزیک

جان میتری

نظریه پرداز و مورخ فرانسوی.در دهه بیست به عنوان همکار فنی و دستیار نویسنده با کارگردانانی چون مارسل لربیه  و ابل گانس شروع بکار می کند.در سال 1936 همراه با جرج فرانجو و هانری لانگلو سینما تک فرانسه یا فیلمخانه فرانسه را بنیان می نهد.وی بعد از مرگ جرج سادول از مورخین و نظریه پردازان بزرگ سینما بشمار می آید.او کتابی دو جلدی در زمینه تاریخ.روانشناسی و زیبایی شناسی در سینما تحت عنوان روانشناسی و زیبایی شناسی در سینما به چاپ رسانده است.آثار دیگر او در مورد کارگردانان بزرگ سینماست.چاپلین.آیزنشتاین.جان فورد و رنه کلر.

پن بیکر

بین سال های 1959 تا 1963 به عنوان یکی از اعضای گروه برادران درو به فیلمبرداری آثار ریچارد لیکاک می پردازد وسهم مهمی در شکل گیری سینما وریته در اواخر دهه پنجاه و اوائل دهه شصت در آمریکا داشته است.فیلم ها:به عقب نگاه نکن.گودار درباره گودار.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 20:15  توسط ع بخشی  | 

نظریه پردازان

آندره بازن

نظریه پرداز و منتقد سینمای فرانسه.پس از جنگ جهانی اول از مهمترین منتقدان سینمای فرانسه بشمار می رود.طی جنگ جهانی دوم انجمن سینمایی تشکیل می دهد و به نمایش فیلم هایی که نمایش آن ها در آن زمان در فرانسه ممنوعیت سیاسی داشت می پردازد.پس از جنگ جهانی دوم به عنوان منتقد برای مجلات سینمایی مقاله مینویسد.در سال ۱۹۴۷مجله سنمایی لاروو دو سینما(بررسی سینما) را پایه گذاری می کند و در سال ۱۹۵۱ به همکاری دونیول و الکروز نام آن مجله را به کایه دو سینما(دفترهای سینمایی) تغییر می دهد.این مجله طی مدت کوتاهی به مهمترین مجله سینمایی اروپا تبدیل می شود.نوشته ها:سینما چیست؟ ،دسیکا،اورسن ولز

بلا بالاش

فیلمنامه نویس، کارگردان،نظریه پرداز و زیبایی شناس سینمای مجارستانی،پس از تحصیل فلسفه به نوشتن رمان،شعر،نقد ادبی و سرودن اشعار اپرایی برای کارهای بلابارتوک می پردازد، به عنوان فیلمنامه نویس به همکاری لنی ریفشنتال در تهیه فیلم نور آبی پرداخته است،نخستین فیلم های سینمای صامت مجارستان را کارگردانی کرده است، دو کتاب مهم در زمینه نظریه فیلم نوشته است،او در سال ۱۹۲۴ در کتاب بشر مرئی آینده سینما را پیشگوئی می کند و به این نتیجه می رسد انسان تازه به زبان سرشار حالات و حرکات و کیفیات بیانی چهره انسانی می پردازد.

موریس مرلوپونتی

فیلسوف فرانسوی،به فلسفه پدیده شناسی اعتقاد دارد.نوشته ها:پدیده شناسی ادراک،ساختار رفتاری،انسانیت و وحشت،معنی و غیر معنی

رودلف آرنهایم

روانشناس و نظریه پرداز سینمای آلمان،او در رساله دکترای خود روانشناسی بیان تکیه بر روانشاسی گشتالت دارد و تاکید او در تفسیر آثار هنری روی روانشناسی هنر است.نوشته ها:فیلم،فیلم به عنوان هنر،هنر و درک دیداری،گورنیکای پیکاسو  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 18:39  توسط ع بخشی  |